وقتی جامعه وارد وضعیت «استرس مزمن جمعی» میشود
در روانشناسی، استرس تنها یک تجربه فردی نیست؛ جامعه نیز میتواند وارد وضعیت «استرس مزمن جمعی» شود. هنگامی که بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی به صورت پیوسته رخ میدهند، مغز جمعی جامعه وارد حالت بقا (Survival Mode) میشود.
ایران امروز نمونهای پیچیده از این وضعیت است؛ جامعهای که همزمان با فشار اقتصادی، اعتراضات اجتماعی، تنشهای سیاسی و نااطمینانی آینده روبهروست.
۱. بحران اقتصادی و روان انسان ایرانی
در روزهای اخیر، کاهش ارزش پول ملی و جهش قیمت ارز و طلا ادامه داشته است؛ بهطوری که نرخ دلار به حدود ۱۵۱ هزار تومان رسیده و بازارهای مالی دچار نوسانات شدید شدهاند. (Anadolu Ajansı)
پیامدهای روانشناختی بحران اقتصادی
اقتصاد در روانشناسی اجتماعی نقش «امنیت پایه» را دارد. وقتی این پایه فرو میریزد:
- اضطراب وجودی افزایش مییابد (ترس از آینده، ترس از فقر، ترس از سقوط اجتماعی)
- روابط خانوادگی شکنندهتر میشود
- تصمیمگیریهای بلندمدت جای خود را به رفتارهای تکانهای میدهد
- امید جمعی کاهش مییابد و افسردگی اجتماعی شکل میگیرد
از منظر نظریه «هرم نیازهای مازلو»، جامعهای که درگیر ناامنی اقتصادی است، نمیتواند به نیازهای رشد، خلاقیت و خودشکوفایی برسد.
۲. اعتراضات اجتماعی و پدیده خستگی روانی جمعی
از اواخر ۲۰۲۵ موج جدیدی از اعتراضات اجتماعی در ایران شکل گرفت که در ابتدا اقتصادی بود و سپس به مطالبات سیاسی گستردهتر تبدیل شد. (Wikipedia)
در برخی گزارشها از خشونت شدید علیه معترضان و کشتهشدن تعداد زیادی از شهروندان سخن گفته شده است. (Wikipedia)
اثرات روانشناختی اعتراضات طولانیمدت
- فرسودگی روانی جمعی (Collective Burnout): وقتی اعتراضات بدون نتیجه روشن ادامه مییابد، جامعه وارد حالت خستگی، بیحسی و بیاعتمادی میشود.
- دوقطبی شدن روانی: افراد به دو یا چند اردوگاه هویتی تقسیم میشوند و گفتوگوی سالم کاهش مییابد.
- تروما و آسیب روانی اجتماعی: مشاهده خشونت، مرگ و سرکوب میتواند به اختلال استرس پس از سانحه جمعی (Collective PTSD) منجر شود.
۳. جنگ روانی، شایعه و اطلاعات متناقض
مقامات رسمی نیز از جنگ روانی و انتشار شایعات گسترده در فضای رسانهای سخن گفتهاند. (Press TV)
در روانشناسی شناختی، شرایطی که اطلاعات متناقض و مبهم باشد باعث اضطراب شناختی (Cognitive Uncertainty) میشود. مغز انسان عدم قطعیت را تهدید تلقی میکند و برای کاهش آن به شایعه، توهم توطئه یا قطبیسازی پناه میبرد.
۴. قطع اینترنت و انزوای روانی دیجیتال
در سالهای اخیر، قطع یا محدودیت اینترنت به عنوان ابزار کنترل اجتماعی استفاده شده است و در برخی موارد باعث کاهش شدید دسترسی کاربران به شبکه جهانی شده است. (Wikipedia)
پیامدهای روانشناختی قطع ارتباط دیجیتال
- افزایش احساس انزوا و درماندگی
- قطع حمایت اجتماعی آنلاین
- افزایش شایعه و اخبار غیرقابل راستیآزمایی
- تشدید اضطراب و احساس بیقدرتی
۵. جامعه در وضعیت «بقا» نه «رشد»
از منظر نوروساینس، وقتی تهدید دائمی وجود دارد، مغز در حالت «آمیگدالا غالب» قرار میگیرد؛ یعنی:
- رفتارهای هیجانی افزایش مییابد
- تفکر منطقی و خلاق کاهش مییابد
- جامعه کوتاهمدتنگر میشود
این وضعیت در بلندمدت باعث کاهش سرمایه اجتماعی، فرار مغزها و کاهش نوآوری فرهنگی و علمی میشود.
۶. امید، معنا و نقش روانشناسان
در شرایط بحران اجتماعی، روانشناسان نقش مهمی دارند:
- کمک به افراد برای مدیریت اضطراب جمعی
- آموزش سواد رسانهای و تفکر انتقادی
- تقویت تابآوری خانوادهها و کودکان
- تبدیل تجربه رنج به معنا (بر اساس معنا درمانی و لوگوتراپی فرانکل)
نتیجهگیری: ایران به مثابه آزمایشگاه روانشناسی اجتماعی
ایران امروز نمونهای زنده از تعامل پیچیده اقتصاد، سیاست، رسانه و روان انسان است. جامعهای که در معرض استرس مزمن، نااطمینانی آینده و جنگ اطلاعاتی قرار دارد، به مداخلات روانشناختی در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی نیاز دارد.
اگر روانشناسی را تنها درمان فردی بدانیم، بخش بزرگی از رنج انسان ایرانی را نادیده گرفتهایم. روانشناسی در چنین زمانهایی باید به سطح «روانشناسی جامعه» ارتقا یابد؛ جایی که درمان تنها در اتاق درمان اتفاق نمیافتد، بلکه در فرهنگ، رسانه، آموزش و سیاست اجتماعی نیز شکل میگیرد.
دیدگاه خود را بنویسید