اعتماد به نفس کودک چیست؟
اعتماد به نفس یعنی کودک «خودش را ارزشمند بداند» و باور داشته باشد که میتواند یاد بگیرد، تلاش کند و حتی در صورت شکست، دوباره بلند شود. اعتماد به نفس با خودبزرگبینی یا لوس شدن تفاوت دارد؛ کودک با اعتماد به نفس، واقعبین است، نه کاملگرا.
۱. پذیرش بیقید و شرط کودک
کودک باید احساس کند صرفنظر از موفقیت یا اشتباهاتش، دوستداشتنی و ارزشمند است. وقتی عشق والدین مشروط به نمره، رفتار یا مقایسه با دیگران باشد، اعتماد به نفس کودک آسیب میبیند.
پیام پنهان پذیرش این است: «تو بهخاطر خودت مهمی، نه بهخاطر عملکردت.»
۲. تمرکز بر تلاش، نه فقط نتیجه
تحسین نتیجهمحور (مثل «آفرین که اول شدی») اگر زیاد تکرار شود، کودک را وابسته به تأیید بیرونی میکند. در مقابل، تحسین تلاش («دیدم چقدر تمرین کردی») باعث میشود کودک به توانمندی درونی خود اعتماد کند و از شکست نترسد.
۳. دادن مسئولیتهای متناسب با سن
وقتی کودک فرصت انجام کارهای متناسب با سنش را دارد، احساس «توانمندی» در او شکل میگیرد. جمع کردن اسباببازیها، کمک در کارهای ساده خانه یا تصمیمگیریهای کوچک، همه به کودک پیام میدهند: «من میتوانم.»
۴. اجازهی اشتباه کردن
اشتباه کردن بخش طبیعی یادگیری است. والدینی که بیش از حد کنترلگر یا کمالگرا هستند، ناخواسته این پیام را منتقل میکنند که اشتباه خطرناک است. کودکِ ترسیده از اشتباه، اعتماد به نفس پایینی خواهد داشت.
۵. مقایسه نکردن کودک با دیگران
مقایسه، یکی از مخربترین عوامل اعتماد به نفس است؛ حتی اگر با نیت تشویق انجام شود. هر کودک مسیر رشد، استعداد و سرعت یادگیری خاص خود را دارد. مقایسه، کودک را از خودش جدا میکند.
۶. گوش دادن فعال به احساسات کودک
وقتی والدین احساسات کودک را جدی میگیرند و به او گوش میدهند، کودک یاد میگیرد احساساتش معتبر است. این تجربه پایهی عزت نفس سالم است. شنیده شدن، قبل از نصیحت، اعتماد میسازد.
۷. الگوی سالم بودن والدین
کودکان بیش از آنچه بشنوند، میبینند. والدینی که با خودشان مهرباناند، از اشتباهاتشان یاد میگیرند و خودتحقیرگر نیستند، بهصورت غیرمستقیم اعتماد به نفس را آموزش میدهند.
۸. تشویق به استقلال تدریجی
اجازه دهید کودک متناسب با سنش انتخاب کند، تصمیم بگیرد و پیامد انتخابش را تجربه کند. استقلال تدریجی باعث میشود کودک به قضاوت و توان خود اعتماد کند.
جمعبندی
اعتماد به نفس کودک در بستر رابطهی امن، پذیرش، احترام و فرصت تجربه شکل میگیرد. والدین با تغییر نگاه از «کنترل و اصلاح» به «همراهی و حمایت»، میتوانند زیربنای شخصیتی سالم و قدرتمند برای فرزندشان بسازند؛ سرمایهای که تا بزرگسالی همراه او خواهد بود.
دیدگاه خود را بنویسید