مقدمه
اعتماد به نفس در کودکان یک مهارت بنیادی است که کیفیت روابط، عملکرد تحصیلی و سلامت روان آینده را تعیین میکند. بسیاری از چالشهای نوجوانان—از اضطراب گرفته تا انزوا—ریشه در سالهای ابتدایی زندگی دارند. در این مقاله، بر اساس طرحوارهدرمانی و مدل فرزندپروری مثبتنگر، بررسی میکنیم اعتماد به نفس چگونه رشد میکند و چه اشتباهاتی میتواند مانع آن شود.
نقش طرحوارهها در شکلگیری اعتماد به نفس
۱. طرحوارهٔ نقص/شرم
کودکی که مدام نقد میشود، با دیگری مقایسه میشود یا پیام «تو کافی نیستی» دریافت میکند، به مرور تصویری مخدوش از خود میسازد.
نشانهها:
– ترس از شروع کار
– حساسیت زیاد به اشتباه
– دوری از فعالیتهای جدید
۲. طرحوارهٔ شکست
این طرحواره زمانی ساخته میشود که انتظارات بیش از توان کودک باشد یا او در محیطی پر از مقایسه رشد کرده باشد.
نشانهها:
– جملاتی مثل «نمیتونم» یا «من همیشه خراب میکنم»
– تلاش کم
– تسلیم شدن سریع
۳. طرحوارهٔ وابستگی / ناکارآمدی
والدینی که همیشه به جای کودک کارها را انجام میدهند، ناخواسته پیام «تو نمیتونی» به کودک منتقل میکنند.
نشانهها:
– طلب کمک مداوم
– ناتوانی در حل مسئله
– اضطراب هنگام جدا شدن از والد
بخش دوم: اصول مثبتنگر برای ساختن اعتماد به نفس واقعی
۱. تمرکز بر فرآیند، نه نتیجه
به جای گفتن «آفرین، ۲۰ شدی» باید گفت:
«تلاشت قابل تحسینه. دیدی که نتیجه زحمتت پیدا شد؟»
فرآیندمحوری احساس توانمندی را تقویت میکند.
2. ایجاد فرصت تجربه موفقیت
موفقیتهای کوچک، مصالح اعتماد به نفس هستند.
کارهایی مانند مرتب کردن شلف، کمک در آشپزی یا مسئولیتهای ساده روزمره، احساس کارآمدی میسازد.
۳. احترام به سرعت رشد کودک
هر کودک منحصر به فرد است. قیاس، اعتماد به نفس را از ریشه تحلیل میبرد.
۴. اجازه اشتباه کردن
کودک در محیطی که اشتباه ممنوع نباشد، خلاقیت و جسارت بیشتری نشان میدهد.
۵. حمایت هیجانی پایدار
جملهٔ کلیدی والد مثبتنگر:
«حتی وقتی اشتباه میکنی، من کنارت هستم.»
جمعبندی
اعتماد به نفس کودکان محصول مجموعهای از تجربههای کوچک روزمره است. طرحوارهها بستری ایجاد میکنند که کودک یا خود را توانمند میبیند یا ناکافی. فرزندپروری مثبتنگر با ساختن محیطی امن، فرصت تجربه، و حمایت بدون قید و شرط، به کودک کمک میکند ارزش واقعی خود را کشف کند.
دیدگاه خود را بنویسید